تبليغاتX
فکر خوب - نوشتار بهتر

فکر خوب - نوشتار بهتر

سرمقاله یک ( آه خدایا چقدر تنها هستم )

 

 

«آه خدایا چقدر تنها هستم . » این اولین جمله ای بود که من را به دنیای وبلاگ ها و وبلاگ نویسی برد . آن زمان تصور درستی از وبلاگ نداشتم و وبلاگ را جایی برای نالیدن می دانستم . اکنون چه؟ آیا تصور من اشتباه بود؟ اگر تصور من اشتباه بوده است، پس اصولا وبلاگ چیست؟ با آنکه به عنوان یک دانشجوی ارتباطات توقع بیشتری از من می رفت اما در کل تصور من اشتباه نبود . البته همه آن چیزی هم نبود که امروزه از وبلاگ متصور هستم .
اکنون برداشت من از وبلاگ اینگونه است: مجموعه ای از مطالب که در بازه های منظم و یا نامنظم زمانی منتشر می شود و معمولا آخرین مطلب بالاتر از مطالب قبلی قرار می گیرد . پس وبلاگ ها دیگر محدودیت موضوعی ندارند و مولف (بلاگر) می تواند از هرچه که دوست دارد، بنویسد و با هر لحن و هر ادبیاتی که خود می پسندد . یک استاد دانشگاه از تجربه های حرفه ای اش می نویسد، یک روزنامه نگار گزارش های خود را منتشر می کند، یک نوجوان از تیم فوتبال محبوش می نویسد و . . .
وبلاگ ها را سه دسته می دانند: ثبت وقایع روزانه مجموعه ای از لینکها و وبلاگ های op-ed . در وبلاگ های روزانه، بلاگر از تجربه های روزانه، هفتگی و ماهانه خود می نویسد . در وبلاگ های نوع دوم، بلاگر به سایت ها و صفحات دیگر وب که در گشت و گذارهای وبی خود می بیند ، لینگ می دهد . نوع سوم وبلاگ هایی هستند که بلاگر در قالب مقالات و نوشته های منسجم به بیان افکار و عقاید شخصی خود می پردازد . که من هم سعی دارم وبلاگی از نوع سوم را برنامه ریزی کنم که مطالب سودمندی در آن ارائه نمایم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 17:15  توسط   | 

یادداشت ( یه جوری دیگه )

روزگاری به این فکر میکردم که بالاخره چکاره خواهم شد افکارم بهم ریخته بود اطرافم

آدمهای مختلفی میدیدم و با هر کدام به افکارشان پی میبردم تصورم این بود که

 بهتر از او خواهم شد از پزشک و مهندس گرفته تا وکیل و قاضی و کاسب و تاجر

 و رئیس و کارمند به اون روزها که برمیگردم نظرم این است که خوب بود و

 گذشت و شاید روزهای آینده هم بگویم الانم چه خوب بود  و گذشت که

مطمئنا" خواهم گفت پس شاید همان بهتر باشد که روزی برایم نیاید

که بگویم (( الانم آرزوست )) و طوری زندگی کنم و با همه رفتار نمایم

که پشیمان روزهای گذشته از عمر گرانبهایم نباشم.

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 15:26  توسط   | 

نقدی بر برنامه نود عادل!!!

نود ثانیه تامل!

 

نقد برنامه نود بدون نقد از عادل فردوسی پور امکان پذیر نیست عادل فردوسی پور علاوه بر مجری گری برنامه ی نود بنیانگذار این برنامه بوده که با تمام چالش ها و کاستی ها پربیننده ترین برنامه است!او مطالعات زیادی درزمینه فوتبال دارد با اینکه تحصیلات دانشگاهی اش  مهندسی  صنایع از دانشگاه صنعتی شریف بوده  که  و مدتی هم در کنار فوتبال زبان تخصصی مهندسی تدریس می کند!معمولا در برنامه های تلوزیونی که مادر رسانه است فضا برای نقد و بحث آزادانه خیلی بسته و محدود است حال اینکه در همان  فضای بسته نقد های سازنده ای میشود که گاها به جر وبحث تبدیل می شود و فردوسی پور در این زمینه  چهره شده  و چطور ممکن است که برنامه ای را نبینیم و در مورد آن بحث کنیم و پیشرفت دیگران را  زرنگی تلقی کنیم !اینکه عادل فردوسی پور مجری ساده ای بوده و حالا عادل فردوسی پور شده است شایددلایل زیادی داشته باشد که یکی از آن می تواند سلیقه ی هوداران این برنامه باشد !با اینکه همه از جسارت و فن جدل فردوسی پور نقد کرده اند اما باز  به نوعی آن را یک امتیازمثبت قلمداد کرده اند که بازهم یک بحث سلیقه ایست وشاید به قول دوستی مردم هم این شیوه رامی پسندند !!! 

فوتبال همیشه از خبر سازترین ورزش ها بوده که  با استرس و هیجان همراه بوده و شاید اگر این هیجان با گزارشگری کسی مثل فردوسی پور همراه شوددوستداران فوتبال با رضایتمندی بیشتری این مسابقه را دنبال کنند؟! یا اینکه کسی با حرف هایش به دیگران حمله کند  جذابیت دارد و دوستدارن برنامه ی نود را تا آخرین لحظه پای تلوزیون نگه می دارد؟ حالا اینکه واقعا مجری گری فردوسی پور باعث بحث و مشاجره می شود یا ظرفیت پایین و تعصب و جانبداری دور از منطق مهمانان ؟؟؟؟

اینکه فردوسی پور در بحث  با مهمانان صریح و قاطع است دلیلی برای پیشرفت و   ماندگارشدنش در این جایگاه شده است یا به واقع ما دنبال جنجال های اینچنین هستیم !!؟شایدهم بدلیل اینکه افرادی آزادی بیان را در جنجال می بینند  و از آن لذت می برند و صرفا برای تفریح این برنامه را نگاه میکنند!!! 

اگر این دلیلش باشد که شاهد جامعه ای با فرهنگ پایین خواهیم بود و چرا تمام دوست داران فردوسی پور و برنامه نود به این نکته توجه زیادی دارند که بحث و جدل را دوست دارد یابه گفته ای دیگران را له می کند و یا سوتی می گیرد و یا در صدر تخریب کنند گان قرار دارد(نیش و نوش) یعنی با تمام  برخوردهای صریح  که این مجری دارد بازهم شخص موفقی است در این زمینه!؟قطعا  نمی توان این دیدگاه ها را دلیل اصلی  پیشرفت و ترقی این مجری دانست یا اینکه   او بی طرف قضاوت می کند( نه قرمز نه آبی )...اگر جنجالی بودن و شاید جسارت در اجرا  فردوسی پوررا موفق کرده باید یاد آور شد که قبل از او هم بوده اند کسانیکه باهمین تندی و سر صدا آمدند و به همان سرعت هم کنار گذاشته شدند! چرا دلیل اصلی پیشرفت عادل فردوسی پور چیزی غیر از این جنجال ها نمی تواند باشد؟؟؟دلیل آنرا باید جایی دور از این سلیقه ها و بگو مگو ها ی جانبدارانه ریشه یابی کرد! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 15:5  توسط   | 

مقاله نويسي در يک درس ( مقاله علمی )

مقاله نويسي در يک درس

 اين نوشتة کوتاه مخصوص کساني است که علاقه دارند مقاله نويس خوبي باشند، ولي براي ياد گرفتن آن از طريق شرکت در دوره هاي آموزشي يا مطالعة کتاب هاي قطور فرصت كافي ندارند. در اين نوشتة کوتاه فقط بسيار مهم ها را شرح داده ايم، نکاتي که ندانستن آنها قطعًا موجب شکست مقال هنويس مي شود. به کار بستن اين نکات براي شمايي که در امر مقاله نويسي تازه کارهستيد دو فايده خواهد داشت: الف- خواهيد توانست مقاله بنويسيد. نياز پربرکتي را بر شما مستولي خواهد کرد که منشاء آن پرسش هاي جزئ يتر جديدي است کهدر زمينة مقاله نويسي، بعد از دست به قلم بردن، در ذهن شما ايجاد خواهد شد. بوضوح کشف خواهيد کردکه يافتن پاسخ اين پرسش ها مي تواند چه تأثير شگرفي در بهتر شدن مقالات بعدي شما داشته باشد. به اين مقام و منزل که رسيديدشما يک مقاله نويس شده ايد، اما مقاله نويسي که در حال حرفه اي شدن است.اکنون، احتما ً لا پرسشي در ذهن شما نقش بسته است: "پاسخ اين پرس شها را از چه منابعي مي توانيم به چنگ آوريم؟" جواب اين است:

1.     در اوقات بيکاري، مثل وقتي که در تاکسي نشست هايد، دربارة هرچه بهتر نوشتن تعمق و تأمل کنيد!مطمئن باشيد پاسخ هاي جالبي براي برخي از پرسش هايتان خواهيد يافت.

2.      مقالة مقاله نويسان موفق و حرفه اي را مطالعه کنيد،بعد از فهم محتواي مقاله، به منظور کشف کردن اينکه مؤلف از چه فنوني در القاي موفق مطلب سود جسته، چندين بار مقاله را مجددًٌا بخوانيد. تفريح خوبي است شما بتدريج فنون شعبده بازي خاصي را خواهيد آموخت. خواهيد آموخت که چگونه مطلب ثقيلي را درعرض يک چشم به هم زدن(!)، هنرمندانه، از ذهن خود به ذهن خواننده منتقل کنيد. خواهيد آموخت که چگونه هزار توماني ذهن خود را در يک آن به ذهن خواننده منتقل کنيد، در حاليکه به ده صدي يا بيست پنجاهي يا حتي به چهل بيست و پنج توماني خرد شده است.

3. بعد از اينکه اين کارها را انجام داديد، تورق برخي از کتابهاي جم و جوري که دربارة مقاله نويسي نوشته شده است، ضرري ندارد(!). يک اديب حداقل چندين سال عمر خود را براي کشف کلک هاي شعبده بازانة مقاله نويسان صرف کرده تا آنها را بصورت طبق هبندي شده و کامل در اختيار شما قرار دهد. اگرعنايت مختصري به موارد ۱ و ۲ ي سابق الذکر داشته باشيد، بتدريج در محتواي خشک و بيمزة اين کتابها روح و مزه دميده خواهد شد. من فکر مي کنم به اينجا که رسيديد يواشکي دور از چشم همسرمقتصدتان،بشرط اينکه ايشان مثل شما مجبورنباشند يک مقاله نويس حرفه اي شوند، هزينة نه چندان کمي را صرف ابتياع چند جلد از اين کتابها بکنيد. چرا چند جلد؟ آخر ممکن است فني از فنون مقاله نويسي در يکي از اين کتابها تشريح شده باشد درحالي که ديگري فاقد آن است.

4. اگر در محيط کار يا در همسايگي و فاميلتان يک مقاله نويس حرف هاي سراغ داريد، توصيه مؤکد بنده به شما اين است که با روي آوردن به ديپلماسي فعال، روابط حسنه و دوستانه اي با ايشان برقرار کنيد. شنيدن قواعد مقاله نويسي از زبان يک حرفه اي، هرازگاهي، بسيار سريع الهضم تر از خواندن همان قواعد ازروي کتابهاست. ضمنًا او چون پزشک درمانگر مقاله هاي ضعيف، بيمار و ناق صالخلقه است، اگر متنتان را به اونشان دهيد، او سريعًا انگشت روي ضعف هايتان خواهد گذاشت و شما را از سردرگمي در بازار عطاران نجات خواهد داد.

شايد آشنايي شما با يک مقال هنويس حرفه اي به مذاقتان خوش آيد و انگيز هاي شودکه در دورةآموزشي يکي از همين حرف هاي ها ثب تنام کنيد و قال قضيه را بکنيد. خدا را چه ديده اید، شايد زد و يک حرفه اي از آب در آمديد. اص ً لا چه بسا براي خودتان صاحب سبک شديد. اگر  بدانيد که فرهنگ عمومي مقاله نويسي در کشور ما واقعًا رضايت بخش نيست، شايد بخواهيد آستيني بالا بزنيد و وارد گود شويد.فعلا" قصد حرفه اي شدن نداريم و مي خواهيم اصول اوليه مقاله نويسي را بياموزيم. اين اصول واقعًا ساده اند وشما بعد از دقايقي آنها را براي هميشه خواهيد آموخت. اين اصول واقعًا ساد ه اند، اما رعايت آنها ارزش نوشتةشما را بسيار بالا خواهد برد. اين اصول واقعًا ساده اند، اما رعايت نکردن آنها باعث خواهد شد که مقاله شما ازنگاه تمام خوانندگان خوش سليقه و آگاه جهان کم ارزش تلقي شود.

مقاله چيست؟

 شما اگر انديشه اي خاص را در يکي از حوزه هاي دانش بشري، مثل علوم پايه، علوم مهندسي، علوم انساني و علوم مذهبي، بررسي، نقد و تبيين کنيد و حاصل کارتان را در قالبي خاص و با قواعدي معين بنويسيد، صاحب يک مقاله شده اید. اما اين قالب خاص و قواعد معين چيستند؟ هر نوشته اي،به عنوان مثال داستان کوتاه، قالب يا قالبهاي مخصوص به خود را دارد، مقاله نيز در ميان نوشته هاي مختلف، شخصيت خاص خود را داراست و قالب آن از شش عنصر تشکيل يافته است. يعني در يک مقاله حتمًابايد اين شش عنصر که شرحش خواهد آمد، وجود داشته باشند، وگرنه مقاله يا اصلا" مقاله به حساب نميآيديا ناقص الخلقه است. در سامان دادن به اين شش عنصر نيزقواعدي وجود دارد که رعايت آنها يا الزامي است،يا بهتر است رعايت شوند. حال اين شش عنصر را فهرست وار مي شماريم و سپس يکايک آنها را معرفي کرده، کمر همت به بيان مهمترين قواعدشان مي بنديم:

 1- عنوان 2- خلاصه 3- مقدمه 4- متن 5- نتيجه گيري 6- منابع.

1- عنوان :

آيا ميدانيد طرز لباس پوشيدن و نحوة پيرايش و آرايش شما در اولين برخورد با يک شخص، آن هم شخصيکه قرار است با او دوستي کنيد و چيزي به او بياموزيد، چه تاثيري در آيندة اين رابطه دارد؟ اگر جواب اين پرسش را مي دانيد، که حتمًا ميدانيد، ديگر نيازي نيست که حتي يک کلمه هم در مورد اهميت عنوان صحبت کنيم. همانگونه که شخصي ناآشنا در اولين برخورد ظاهر شما را مي بيند، خوانندة مقاله نيز در اولين برخورد متوجه عنوان مي شود.براي اينکه مقالة شما بتواند در اولين برخورد از خواننده دل ببرد، لازم است قواعد زير را رعايت بفرماييد:

  1. عنوان بايد حتي المقدور بيانگر محتواي مقاله و متناسب با آن باشد.البته تهيه چنين عنواني کاري آسان نيست ولي حتي المقدور عنوان را طوري انتخاب کنيد که خواننده باخواندن آن تا حدودي حدس بزند که چه ميخواهيد بگوييد. نکتة ديگر اينکه عنوان بايد متناسب با متن باشد. فرض کنيد عنوان مقاله اي روش هاي انتقال تکنولوژي است. ما انتظار داريم با مطالعة اين مقاله همه يا لااقل مهمترين روش هاي انتقال تکنولوژي را بياموزيم.حال فرض کنيد نويسندة اين مقاله چند روش مهم انتقال تکنولوژي را از قلم انداخته باشد، در اين صورت عنوان انتخاب شده براي مقاله نوعي لاف زني است. مقاله نويسي مثل کشيدن تصوير هيکل يک انسان است.هيچ گاه سر اين انسان را خيلي بزرگتر يا خيلي کوچکتر از تنش نکشيد. اگر در همين مقاله نويسنده فقط بطور خلاصه به معرفي روش هاي انتقال تکنولوژي همت گمارده، واجب است فروتنانه عنوان مقاله اش را اينگونه انتخاب کند:  مروري کوتاه بر روش هاي انتقال تکنولوژي يا آشنايي کلي با رو شهاي انتقال تکنولوژي.
  2.  گاهي استفاده از عنوان فرعي راه گشا است.

نکتة ديگري وجود دارد که به کار گرفتن آن قدرت مانور شما را در جذب خواننده بيشتر مي کند و آن کمک گرفتن از عنوان فرعي مقاله است. به عنوان مثال فرض کنيد ميخواهيم در مقاله هاي آراي سه تن ازصاحبنظران را دربارة تعريف تکنولوژي نقد و بررسي کنيم. در چنين موردي يک پيشنهاد خوب اين است که عنوان اصلي مقاله را سه تعريف از تکنولوژي انتخاب کنيم و ذيل اين عنوان با فونتي کوچکتر عنوان فرعي را بياوريم:  تبيين، بررسي و نقد آراي الف، ب و ج دربارة تعريف تکنولوژی (بجاي الف، ب و ج اسامي صاحبنظران رامي نويسيم.) بار اصلي بر دوش عنوان فرعي گذاشته شده است ولي در عوض عنوان اصلي اين فرصت را مي يابد که به علت کوتاه بودن و پيچيده نبودن آسانتر دلربايي کند.

       3.تحليل و پردازش عنوان براي خواننده در نگاه اول بايد آسان باشد.

تحليل و پردازش عنوان مقاله در نگاه اول نبايد انرژي ذهني زيادي از خواننده تلف کند. سعي کنيد تاجايي که امکان دارد عنوان مقاله طولاني نباشد. عنوان کوتاه هم راحت تر در ذهن مي ماند و هم راحت ترتحليل و پردازش میشود. ضمنًا سعي کنيد در عنوان نويسي از لغات و کلمات همه فهمتري استفاده نماييد.البته اين امر نسبي است و بستگي به سطح معلومات مخاطبان مقاله دارد. مثلا" اگر مخاطبان مقالة شمااساتيد دانشگاه باشند، استفاده از لغات مشکل و پيچيده در حدي که اکثر اساتيد دانشگاه آنها را بفهمنداشکالي ندارد.

      4. خيلي خوب است که عنوان به تنهايي خواننده را به مطالعة مقاله ترغيب کند.

به عنوان هاي زير توجه بفرماييد:

    ارمغان مديريت تکنولوژي:  ثروت و قدرت

    بر زمان مديريت کنيد!

   ربع قرن سياست علم و تکنولوژي در عرض ده دقيقه

  آيا واقعًا مفهوم تکنولوژي را مي دانيم؟

   انسان در زندان نامرئي تکنولوژي

   ده اشتباه رايج مديران

   و…  

هر کدام از اين عناوين به نحوي خواننده را به مطالعه ترغيب مي کند.براي اينکه استعداد عنوان نويسي در شما شکوفا شود مي توانيد در اوقات فراغت سري به کتابفروشي ها بزنيد و از پشت ويترين عنوان کتابها را با تأمل بخوانيد. چه ظرافت و ذوقي درانتخاب آنها به کار رفته است؟!واقعًا خواندن عناويني که حرفه اي ها انتخاب ميکنند، انسان را سرمست ميکند. اينطور نيست؟

2-  خلاصه:

بعداز اينکه عنوان مقاله، خواننده را جذب کرد، به اوحق بدهيد که قبل از شروع به مطالعة متن و صرف وقت و حوصلة زياد، بخواهد از اينکه شما در اين مقاله چه گره اي را گشوده ايد، آگاه شود. چرا ميخواهد اين آگاهي را کسب کند؟ براي اينکه مطمئن تر شودکه آيا مقالة شما به درد او مي خورد يا خير؟ نتيجه تحليل شما در مقاله تان چيست؟ از فلان سيستم چه ايرادي گرفته ايد؟ راه حلتان براي فلان مشکل چيست؟ چه حرفي تازه در فلان حوزه براي گفتن داريد؟ چه حکم تازه ای را اثبات کرده ايد؟ چه آموزه هايي را در حوزه اي خاص جمع آورده ايد؟ اين موارد و مشابه آنها، مواردي هستند که شما بايد در خلاصه بگنجانيد. خلاصه هرچه کوتاهتر، بهتر. خلاصه بافونتي ريزتر از متن و طول سطرهاي کوتاهتر از طول سطرهاي متن، بعد ازعنوان مي آيد و نبايد حدودًا از ده سطر تجاوز کند.اکنون شايد پرسشي در ذهنتان نقش بسته است : اگر بتوانيم حرف اصلي مان را در چند سطر بيان کنيم

ديگر متن مقاله براي چيست؟اصلا" آيا مي توان چنين کاري کرد يا خير؟ بايد به اين نکته توجه داشته باشيد که شما خلاصه را براي خوانندة حرف هاي مينويسيد. اشکالي ندارد که در نوشتن خلاصه، متنتان اندکي ثقيل و بي مقدمه باشد. خوانندة حرفه اي اين حق را به شما ميدهد که حرف اصلي تان را هرچند که اندکي غامض و بي مقدمه باشد، در اول مقاله بياوريد تا او ببيند آيا متنتان به درد او ميخورد يا خير؟

3-  مقدمه :

چه حالي به شما دست ميدهد، درحالي که در پارکي به آرامي قدم ميزنيد، ناگهان يکي يقة شما را بگيرد وشروع کند به تعريف کردن جک هاي بيمزه و تازه انتظار داشته باشد شما قاه قاه بخنديد؟! يا چه حالي به شما دست ميدهد، در حالي که در محيطي آرام مشغول مطالعه هستيد، ناگهان يکي دست به پشت شما بکوبد و بگويد: خب، بگو ببينم به نظر تو آيا حق با اينشتين بود که تا آخر عمر نظرية مکانيک کوانتومي رايک نظرية ناقص تلقي کرد؟ اگر کسي پيدا شود که از اين نوع رفتارها ناراحت نشود، او حق دارد مقالة بي مقدمه بنويسد.از مهمترين و اساسي ترين اهدافي که در نوشتن مقدمة مقاله بايد به آنها رسيد، چهار مورد زير را ميتوان نام برد:

 1. آماده کردن ذهن خواننده :

هدف اين است که در ابتدا، يک ديد کلي از موضوع مقاله به خواننده تقديم کنيد. اين کار را مي توانيد با بيان يک مقدمه تاريخي فشرده انجام دهيد يا مي توانيد با بيان چند پرسش و پاسخ ساده اما بنيادين به اين هدف برسيد. ممکن است روشي ديگر به ذهنتان برسد.  خلاصه خواننده بايد هرچه سريعتر با بياني هرچه ساده تر در جريان کلي کارتان قرار گيرد.

2. بازارگرمي :

اگر تاکنون تحصيل و پژوهش، اين فرصت را به شما نداده که سراغ تجارت برويد، در اينجا مي توانيد خود را بيازماييد که آيا استعداد اين کار را داريد يا خير، هرچه واضح تر بگوييد که مقاله تان به چه درد ميخورد،خواص جنسي را که ميخواهيد بفروشيد، صاف و ساده با بلاغت تمام بيان کنيد، به خواننده بگوييد که دراين مقاله چه   گره اي را باز کرده ايد يا به او بگوييد که با مطالعة اين مقاله چه چيزي را به دست خواهد آورد.

 3. بيان نوع تحقيق انجام گرفته و روش آن :

محتواي يک مقاله ممکن است محصول يک کار آماري و تحليل نتايج آن باشد، ممكن است محصول انجام دادن چندين آزمايش تجربي باشد، ممکن است محصول مطالعة چند منبع و مرجع در يک موضوع خاص و تنظيم و تبويب آراي مؤلفان آن منابع باشد، ممکن است محصول نظریه پردازي خود مقاله نويس باشد، ممکن است محصول چند جلسه گفت وگو با صاحبنظران در يک موضوع خاص و خلاصه سازي آراي آنان باشد، ممکن است محصول نقد راي يک صاحبنظر باشد و … اينکه شما محتواي مقاله تان را چگونه جمع آورده ايد بايد در مقدمه توضيح داده شود، گويي با اين کار ميخواهيد همه چيز را براي خواننده شفاف بکنيد و دقيقًا به او اعلام کنيد که کار را چگونه به سامان رسانده ايد.

 4.  بيان ويژگي هاي خاص مقاله :

ممکن است مقالة شما ويژگي هاي خاصي داشته باشد که بهتر است در مقدمه به آنها اشاره کنيد تا خواننده آگاهانه تر وارد ميدان مطالعه شود،در مقدمه اعلام کنيد که مطالعة مقالة شما و فهميدن آن نياز به اين دارد که خواننده قبلا"ا با فلان مفاهيم يا مباحث آشنايي داشته باشد، خيلي خوب است که مؤلف در مقدمه مقاله اش بگويد که چه کساني ميتوانند از مقاله بهره ببرند، به سخن ديگر بهتر است مؤلف در مقدمه، کلاس خوانندگان مقاله را مشخص سازد.شما خودتان در عمل، وقتي قلم به دست مي گيريد تا مقاله اي بنويسيد، متوجه ويژگيهاي خاص مقاله خواهيد شد، ويژگي هايي که بيانشان در متن مقاله مناسب نيست و در عين حال گنجاندن آنها در مقدمه موجب رضايت خاطر خواننده شده، آگاهي او را نسبت به کليت مقاله افزايش ميدهد.

نکتة مهم در مقدمه نويسي اين است که حجم مقدمه نبايد بيشتر از يك چهارم يا يك پنجم حجم کل مقاله باشد، مقدمه حتمًا بايد چند برابر از متن مقاله کوچکتر باشد مقدمه بايد هم موجز باشد و هم گويا و نوشتن متنهاي موجز گويا هم هنر مي طلبد و هم زيرکي.

 4- متن مقاله :

نوبت به عنصر اصلي مقاله رسيد، حال شما بعد از به خرج دادن وسواس منطقي فراوان در انتخاب عنوان ونيز نوشتن خلاصه و مقدمه بصورت موجزو گويا  مي خواهيد شروع به نوشتن متن اصلي مقاله کنيد و محصول تحقيق يا مطالعه تان را به خواننده ارايه دهيد بنابراین باید قواعد متن نویسی رعایت گردد :

 1.  قدم اول: جمع آوري موضوعات محوري و مهم مقاله :

قبل از شروع به نوشتن بايد همة موضوعات محوري و مهمي را که مي خواهيد در متن مطرح کنيد، روي برگي بنويسيد بعضي ها يا به علت هوش زياد و حافظه قويشان يا به علت آسان بودن محتواي مقاله، چند دقيقه قبل از شروع به نوشتن مي توانند براحتي اين کار را بکنند ولي بايد توجه داشته باشيد که اين کار نوعآً مشکل و زمان بر است برخي از نويسندگان، بخصوص آناني که حرفه اي هستند و با مطالب بغرنجي دست و پنجه نرم مي کنند، گفته اند که روزها و بلکه هفته ها طول کشيده تا بتوانند همة موضوعات محوري و مهم مقاله شان را جمع بياورند البته تصور نکنيد که آنان روزها و هفته ها، همواره، فقط به اين موضوع انديشيده اند، نه معمولا"  نويسندگان همواره قلم و دفترچه اي در نزد خود دارند و هر ازگاهي در شرايط گوناگون ايده اي را که بطور ناگهاني از ذهنشان عبور ميکند، شکار مي کنند و در آن دفترچه يادداشت مي نمايند بعد از چند روز يا هفته مجموع هاي از موضوعات گوناگون در آن دفترچه ثبت شده است البته همة نکات يادداشت شده بدرد نميخورد شايد يك سوم آنها مفيد واقع شود اما اگر بدانيد که همين يك سوم ها چه معجزه اي مي کند حتمًا شما هم آن قلم و دفترچه را هميشه با خود حمل خواهيد کرد.

 2.  عناوين متن و عناوين فرعي هر يک از آنها را حدس بزنيد:

سعي کنيد، بازهم قبل از نوشتن متن، بر اساس موضوعات محوري و مهم مقاله که قبلا" روي برگي نوشته ايد، عناوين فرعي و چه بسا فرعي تر مقاله تان را حدس بزنيد و روي برگي بنويسيد، عنوان و مقدمه مانند تنة يک درخت هستند و عناوين فرعي متن چون شاخه هاي آن ممکن است هر عنوان فرعي، خود صاحب عنوا نهاي فرعي تر باشد اين عنوان هاي فرعي تر هم ميشوند شاخه هاي نازکتر جدا شده از يک شاخه کلفتتر تا آنجائيکه ميتوانيد، سعي کنيد درخت مقاله تان شکل متناسب و زيبايي داشته باشد مبادا در متن مقاله تان يک عنوان فرعي تر وابسته به يك عنوان فرعي را برجسته کنيد، در حاليکه از آن عنوان فرعي هيچ خبري نيست. آيا ممکن است که يک شاخة Bold يا به اصطلاح نازک مستقيمًا از تنة درخت برويد و در کنار شاخه هاي اصلي و کلفت درخت ادعاي شخصيت و هويت کند؟ قبل از شروع به نوشتن سعي کنيد عناوين فرعي و فرعي تر مقاله را حدس بزنيد. گرچه تجربه نشان داده است که در حين نوشتن، نقشة اولية مقاله و جايگاه عناوين تغييراتي مي کند ولي شما از انجام دادن اين کار ضرر نمي کنيد که منفعت مي کنيد. حداقل منفعتش اين است که با ذهني روشن و مطمئن وارد عرصه نوشتن ميشويد و قلم را با اطمینان بيشتري روي کاغذ ميلغزانيد.

نکته ديگر اينکه بهتر است همان وسواس منطقي را که در نوشتن عنوان اصلي مقاله داشتيد در نوشتن عناوين فرعي و حتي فرعي تر مقاله نيز داشته باشيد چنين عملي مقاله را زيبا و جذاب مي کند.

 3.  واضح بنويسيد:

واضح نويسي هم قواعدي دارد که به بعضي از مهمترين آنها اشاره مي کنيم:

مهمترين شرط لازم براي واضح نويسي، تسلط علمي مؤلف به موضوع مقاله است اگر مؤلف مطلبي  راخوب نفهميده باشد، خوب هم نمي تواند ارايه اش دهد فراموش نکنيم که فصاحت و بلاغت فرزند دانايي است.در حاليکه اين توانايي را داريد که از لغات ساد ه تر استفاده کنيد، هيچگاه در القاي مطلبتان به لغات بغرنج و مشکل متوسل نشويد برخي تصور مي کنند که اگر از لغات بغرنجي که ندرتًا مورد استفاده قرارمي گيرند استفاده کنند، با سواد تر و عالم تر جلوه خواهندکرد اصلا" اينطور نيست هنر اينجاست که شما مشکل ترين مطالب را به ساده ترين نحو به خواننده القا نماييد.حتي المقدور سعي کنيد مطالبي را که مي نويسيد تکرار نکنيد در متون ادبي تکرار يک لغت، يک معنا يا يک جمله براي برانگيختن عاطفه و خيال خواننده، گاهي مورد استفاده قرار مي گيرد ولي در متون علمي تکرار جايگاهي ندارد مطلب و تحليل علمي را يکبار مينويسند و اگر خواننده با مطالعة آن، مطلب را درک نکرد، برميگردد و عبارت يا عبارات خوب درک نشده را مجددًا مطالعه مي کند. سعي کنيد جملاتي را که ميسازيد کوتاه باشند جمله هر چه کوتاهتر باشد، خواننده آن را آسانتر تحليل و پردازش خواهدکرد از اين گذشته ساختن جمله کوتاه آسانتر از ساختن جملة بلند است اگر اراده کنيد جملاتتان را کوتاهتر بنويسيد، با مشکلات دستوري کمتري هم مواجه خواهيد شد. پاراگراف ها هم مثل جمله ها، هر چه کوتاهتر بهتر ولي چقدر کوتاه؟ اصلا" بر اساس چه معياري بايداندازة پاراگراف ها را تعيين کنيم؟ ببييند، اصلي ترين نکته اي که بايد در تنظيم يک پاراگراف لحاظ کنيد وحدت موضوعي آن است در هر پاراگراف، با توجه به مقتضيات متن، فقط يک موضوع با شاخ و برگ هايش مطرح مي شود البته به شرط اينکه اين شاخ و برگ ها يا مطالب حاشي هاي چندان وسيع و حجيم نباشند که براي تبيين شان نياز به يک پاراگراف مستقل داشته باشيم نکتة ديگر اين است که در هر پاراگراف همين موضوع واحد بايد با وضوح کافي تبيين شود پس مي توانيم بگوييم که پاراگراف عبارت است از يکسري جملات که براي تبيين هر چه واضحتر يک موضوع محوري دور هم جمع مي آيند.يکي از توانايي هاي نويسندگان حرفه اي اين است که ميتوانند حجم پاراگراف هاي متنشان را کم کنند.آنان چنين کاري را با خرد خرد کردن افکارشان به انجام مي رسانندآنان هيچگاه شروع به خلق يک پاراگراف جديد نمي کنند مگر اينکه اول روشن کنند که چه مي خواهند در آن به رشتة تحرير درآورند. آنان شفاف مي انديشند و شفاف مي نويسند.معمولا" مي توان حرف اصلي يک پاراگراف را در يکي دو جمله نوشت بقية ظرفيت پاراگراف توسط جملات توضيحي پر مي شود؛ جملاتي که آن حرف اصلي را واضح تر مي کنند نويسندگان حرف هاي بر حسب مقتضيات متن و ويژگي هاي موضوعي که ميخواهند آن را در يک پاراگراف بگنجانند، حرف اصلي را در اول، ميانه يا آخر آن جاي ميدهند.ممکن است موضوع پاراگرافي اندکي هيجان انگيز و تعجب آور باشد نوشتن حرف اصلي در ابتداي پاراگراف تحت شرايطي(که شخص در حين قلم زدن آنها را کشف ميکند) مي تواند عطش مطالعة بقية آن را در خواننده برانگيزد يا مثلا" ممکن است نويسنده در يک پاراگراف ميل داشته باشد با بيان مقدمات استنتاج يک حکم، ذهن خواننده را آماده کند تا آن را بپذيرد يا غيرمستقيم خود آن را نتيجه گيري کند در اين صورت پرواضح است که جايگاه القاي حرف اصلي، آخر پاراگراف است در شرايط ديگر نويسنده به صلاحديد خود و بر اساس حس زيبايي شناسي اش مي تواند حرف اصلي را در اواسط پاراگراف نيز القا بکند. اکنون وقت آن است که سه پاراگراف قبلي را و همين پاراگرافي را که در حال شکل گرفتن است، موردتوجه قرار دهيد  به اين پرسش پاسخ دهيد که آيا قواعد پاراگراف نويسي در اين چهار مورد رعايت شده است يا خير؟ سعي کنيد سخن اصلي هر پاراگراف و موقعيت آن را براي خودتان مشخص سازيد؟ آيا وحدت موضوع در همه آنها رعايت شده است؟ آيا با وضوح کافي نوشته شده اند؟ پاسخ به اين پرسشها تمرين مفيدي است سعي کنيد همين تمرين را با متن هاي ديگر نيز انجام دهيد همة کساني که دوره هاي مقدماتي تحصيلي را طي کرده اند با مفهوم و کارکرد نقطه، ويرگول، نقطه ويرگول، دو نقطه، علامت تعجب، علامت سوال و ... آشنايي دارند ولي بايد به اين نکته توجه داشته باشيدکه درست و بجا بکار بردن اين علائم، آنگونه که معمولا" تصور ميشود، کار چندان آساني نيست و نياز به دقت نظر و تجربة فراوان دارد  اين علائم به ظاهر پيش پا افتاده، اگر درست مورد استفاده قرار گيرند، تاثير قابل توجهي در جلب رضايت خواننده خواهند داشت مطالعة متني که اين علائم در آن يا بکار نرفته اند يا بجامورد استفاده قرار نگرفته اند، مي تواند نفس خواننده را بند بياورد. نويسندگان حرفه اي با حوصله و دقت زياد اين علائم را به کار مي برند.

بياييد ما هم تلاش کنيم آنها را هوشمندانه بکار گيريم.

از اضافه کردن مسلسل کلمات به هم بپرهيزيد به اين مثال که مي تواند قسمتي از يک جمله تلقي  شود توجه بفرماييد : "… ارتقايِ تکنولوژي هايِ مربوط به صنعتِ نفتِ دولتِ غيرِ مقتدرِ به لحاظِ اقتصادي تحريم شدة در آستانة انتخابات …". البته اين مثال، کمي اغرا ق آميز است ولي در عوض زشتي اضافه کردن مسلسل کلمات به هم را براحتي نشان مي دهد حتي نويسندگان درجه يک هم براي نوشتن مطلبي ممکن است فانوس به دست گيرند و کنج هاي تاريک ذهنشان را وجب به وجب جستجو کنند تا شايد لغتي مناسب براي القاي معنايي که در ذهن دارند بدست بياورند البته در مقالات علمي کار به اندازة رمان نويسي سخت نيست، ولي نويسندگان مقالات علمي نيز بايد به اين نکته توجه داشته باشند که در حين نوشتن بايد با آرامش تمام در ذهنشان جستجوکنند و بهترين لغات ممکن را براي القاي نيتشان بکار گيرند اين نکته را خطاب به کساني گفتيم که تصورمي کنند لغات و اصطلاحات در حين نوشتن براحتي به ذهن خطور ميکنند و ما مي توانيم از آنهااستفاده کنيم.هرگاه ديديد که تحت يک عنوان مطالب زيادي براي طرح کردن هست، به تکنيک تبويب، يعني باب باب کردن متوسل شويدمثل همين کاري که ما اکنون در نوشتن همين نکات انجام ميدهيم عنوان اين قسمت از بحثمان واضح بنويسيد بود چون ديديم مطلب زياد است، باب باب کرديم تا در هر بابي آسانتر روي موضوع متمرکز شويم.

نويسنده مثل يک راننده است يک راننده اگر به پيچ خطرناکي برسد، با حواس جمع تر، سرعت کمتر و آرامش بيشتري رانندگي مي کند نويسندة خوب هم وقتي به مطلبي ميرسد که ميداند فهمش سخت است، حوصلة بيشتري به خرج ميدهد پاراگراف ها را کوتاهتر و تعدادشان را بيشتر مي کند جمله ها راکوتاهتر ميکنداز تمثيل استفاده ميکند به نقل مطالعات موردي، بيشتر عنايت مي کند خلاصه خود را به هر آب و آتشي مي زند تا بتواند مطلب را در ذهن خواننده بلغزاند البته شرط اينگونه بودن اين است که نويسنده بتواند پيچ هاي خطرناک را هر چه زو دتر با نگاه تيزش ببيند.نکتة اين قسمت را با يادي از مولانا القا ميکنيم مولوي به تقاضاي يکي از مريدانش هجده بيت اول مثنوي را که بعدها به ني نامه مشهور گشت سرود اما اين هجده بيت به مذاق آن مريد شيرين آمد و به اصرارو تشويق او ني نامه در عرض چهارده سال حدودًا به ۲۴۰۰۰ بيت رسيد نکتة جالبي که ما بايد از آن درس بگيريم اين است که صاحبنظران مي گويند در تمام مثنوي، يعني در تمام اين هزاران بيت، شما ميتوانيد بوي آن هجده بيت اول را دريابيد به اين مي گويند يک انسجام عالي و ناب مقاله هم بايد انسجام داشته باشدگنجاندن مطلب نامربوط يا مطلبي که نسبت به موضوع کلي مقاله ناخالصي دارد قدغن است و يک ضعف جدي به شمار مي آيدتمام عناصر مقاله طوري بايد تنظيم شوند که گويي در حال شيرجه زدن به طرف نتيجه گيري مقاله اند.

 4. مطلبتان را خوب بپزيد :

مطالبتان را خوب بپزيد و آنها را خوب بپروريد. پخته نوشتن دو راز مهم دارد:

راز اول تا زمانيکه مقدمات و لوازم يک نتيجه گيري يا يک حکم را با نظم منطقي بيان نکرده ايد، سراغ بيان آن حکم يا نتيجه گيري نرويد.

راز دوم مقاله بايد انسجام منطقي داشته باشد. هر مطلب بايد رابطة واضح و منطقي را با مطلب قبل وبعد از خودش دارا باشد. مثل پديد آمدن يک رود، مفاهيم ريز بتدريج بطور منطقي به هم وصل مي شوند ونتايجي را به بار ميآورند اين نتايج هم بتدريج بطور منطقي به هم مي پيوندند و جريان اصلي مقاله را خلق مي کنند و در نهايت مقاله به نتيجة اصلي مي رسد.

 5. بيان مطالعات موردي را فراموش نکنيد :

اگر متنتان مثل متنهاي منسوب به حوزة مديريت، به گونه اي باشد که بشود در آن مطالعات موردي رامورد توجه قرار داد، از اين کار پرهيز نکنيدنقل مطالعات موردي به شرط اينکه حجمشان به گونه اي زيادنباشد که حوصله خواننده را سرببرد، براي جلب نظر او بسيار سودمند است  بخصوص آن نوع از مطالعات موردي که پيامي تعجب برانگيز و درسي بديع در بطن خود به همراه دارد نقش مطالعة موردي در چنين متوني، شبيه نقش قصه است در خطبة خطيبان ،يکي از فنون خطابت نقل قصه است شنيدن قصه براي مخاطبان بسيار جذاب است و فکر آنان را متمرکز ميکند خطيب هم از اين فرصت استفاده کرده، لابلاي قصه ها سخنان حکمت آميز ايراد مي کندمطالعات موردي هم يک چنين نقش جذابي را مي توانند ايفا کنند.

6.  ذكر منبع و مرجع واجب است :

در نوشتن مقاله اگر سخني، ايده اي يا انديشه اي را از يک مؤلف و صاحبنظر نقل ميکنيد، حتمًا خواننده را از منبع و مرجع آن سخن آگاه سازيد يعني بگوييد اين حرف و ايده را از چه کسي اخذ کرده ايد و اگرحرف و ايده مال خودتان است، بدون تعارف آن را به خودتان نسبت دهيد براي خواننده روشن کنيد که ايد ه هاي مطرح شده در مقاله از آن کيست.

7.  رعايت آداب نقد :

جسارت، توهين، طعنه و…  به مؤلفان و صاحبنظران ديگر در مقالات انتقادي هيچ جايگاهي ندارد فقط اعلام کنيد اين سخن از آن فلاني است و سپس شروع به نقد و بررسي منطقي آن نماييد  تکرار زياد اسم مؤلف مورد انتقاد هم کار خوبي نيست  درمباحث علمي، منتقد با يک انديشه بايد دست و پنجه نرم کند و درگير شدن با شخصيت مؤلف در بسياري از موارد نه تنها لزومي ندارد بلکه کار غلطي است.

 5-  نتيجه گيري :

برخي از اساتيد جلسة آخر را به يادآوري اهم مطالب طول ترم اختصاص مي دهند درس کاملا" القا شده، استاد در اوايل ترم از مقدمات شروع کرده و در جلسات ما قبل آخر به نتايج درس موردنظر رسيده و اکنون در جلسة آخر اهم مطالب را تکرار ميکند استاد در اين جلسة آخر مطالب کليدي و مهم را يادآوري مي کند.دوست دارد دانشجويانش حداقل اهم مطالب را در خاطرشان داشته باشند اين همان کاري است که مقاله نويس حتمًا بايد در بخش نتيجه گيري انجام دهد شما در نتيجه گيري مقاله حرف چندان تاز هاي نمي زنيد، بلکه آنچه را که فکر ميکنيد از مطالعة اين مقاله بايد در ذهن خواننده باقي بماند، بازگو ميکنيد.

تمام حرف هايتان، از مقدمات تا نتايج، در متن آمده است اکنون با نوشتن نتيجه گيري مي خواهيد به خواننده کمک کنيد تا آنچه را که شايسته است از مطالعة مقاله جذب کند، براحتي بدست بياورد.

در نوشتن نتيجه گيري نبايد استدلالات و مستندات متن را، حتي خلاصه وار، دوباره نقل کنيد فقط به تکرار مهمترين نتايج اکتفا کنيد محصولات مقاله را گلچين کنيد و با عباراتي موجز در بخش نتيجه گيري نقل نماييد حجم بخش نتيجه گيري بايد کم باشد، حتي کمتر از مقدمة مقاله.

 6-  منابع :

بندرت مقاله اي يافت مي شود که مؤلف آن در تأليف مقاله از آراء ديگران بهره نبرده باشد يکي از دلخراش ترين

صحنه هاي جهان (!) اين است که مؤلف يک مقاله از آراي ديگران استفاده بکند ولي نگويد از کدام منبع وکدام مؤلف اين آرا را نقل کرده است اصلا" اين عمل نوعي توهين به خواننده نيز محسوب مي شود اين عمل اگر عمدًا انجام گيرد نوعي دزدي به شمار مي آيد و چنين مؤلفي حتمًا بايد آگاه شود!

براي مرجع نويسي روش هاي متعددي را مورد استفاده قرار داده اند شما مي توانيد با مراجعه به يکي ازکتابهاي مربوط به آموزش مقاله نويسي، در عرض کمتر از يک ساعت همة آنها را بياموزيد و يکي را به ميل خود انتخاب کنيد.

کم کم به انتهاي اين نوشتة موجز آموزشي نزديک ميشويم کلام آخر اشاره به ۵ نکتة مهم است که توجه به آنها نوشتة شما را بيش از پيش زيبا و شايسته مي کند:

  1. موضوع يابي :

مقاله اي که نوشته ميشود بايد به درد بخورد تشخيص اين امر که چه موضوعي لازم است که در حوزه اي خاص مورد توجه و تحليل قرار گيرد، کاري آسان نيست و نياز به مطالعة فراوان و مشورت زياد با صاحبنظران دارد سعي کنيد، مطلبي را که مينويسيد، حتمًا گرهي از گر ه ها را بگشايد هويت مقاله به اين است که خدمتي ارايه دهد، حتي اگر اين خدمت خلاصه کردن يک مقالة طولاني ديگر باشد.

نکتة مهم ديگر در موضوع يابي اين است که موضوع نبايد کلي و مبهم باشد هرچه ميتوانيد موضوع مقاله تان را دقيق و محدود به حوزه اي کوچک انتخاب کنيد موضوع مقاله هرچه دقيق تر باشد، به همان ميزان زمينه مساعد ميشود که شما تحليلي عميق تر ارايه دهيد معمولا" مقاله هايي که موضوع وسيعي را مورد توجه قرار ميدهند از عمق اندکي برخوردارند واضح است که موضوع دقيقي که براي مقاله انتخاب ميشود، تا حد امكان بايد در عنوان جلوه گر شود.

 2.  تربيت ذهن، زبان و قلم :

بسياري از مبتديان اين پرسش را مطرح ميکنند که چه کنيم ذهن و زبان و قلممان شکل پيدا کند؟ چه کنيم مثل حرفه اي ها بينديشيم و مثل آنان بنويسيم؟ جوابش دو کلمه است:  خواندن، خواندن، خواندن و نوشتن، نوشتن، نوشتن. البته هر کتاب و نوشته اي را نبايد بخوانيد زيرا خواندن متن مثل همنشين در ذهن و زبان ما اثر دارد متن بد و نافرم ذهن و زبان را بد و نافرم و متن خوب و خوش فرم، ذهن و زبان را خوب وخوش فرم بار ميآورد نويسندگان برتر را بشناسيد و با آثارشان مأنوس شويد نکته ديگر اينکه از نوشتن وپاک کردن يا از نوشتن و پاره کردن نهراسيد تمام حرفه اي ها بدون ترديد اين مرحله را طي کرده اند.

 3. کار گروهي :

بحث فني و مفصلي لازم است تا ساز و كار همكاري دو يا چند نفر براي تأليف يک مقاله توضيح داده شود در اين مجال مختصر فقط به اين جمله اکتفا مي كنيم که اگر کار گروهي درست و با قاعده انجام گيرد،هرکاري که باشد از جمله مقاله نويسي، محصولي فوق العاده به بار خواهد آورد بياييد براي انجام دادن هرکاري که شايسته است گروهي انجام پذيرد، دست همديگر را به مهر بفشريم و به فتواي دين و عقل عمل نماييم بياييد دربارة کار گروهي بينديشيم و روشهاي آن را کشف کنيم و لااقل در حوزة کاري خودمان فرهنگ کار گروهي را رواج دهيم جامعة ما از كمبود کارهاي گروهي موفق در رنج است.

 4.  قدرداني آخر مقاله :

در راستاي ترويج کار گروهي، مقاله نويسان حرفه اي در سرتاسر جهان در آخر مقاله، بعد از نتيجه گيري وقبل از ذکر منابع از كساني که به نحوي در شکل گيري مقاله به مؤلف يا مؤلفان کمک کرده اند، تشکر و قدرداني ميکنند چه زيباست ما هم چنين کنيم.

 5. پست الکترونيکي :

نام شما به عنوان نويسنده ذيل عنوان و قبل از خلاصه مقاله ذکر مي شود بسیار شایسته است که بعد از نامتان ، آدرس  e-mail خود را نیز تایپ کنید هدف این است که خواننده بتواند براحتی با شما تماس بگیرد نقد خوانندگان يک مقاله بزرگترين راهنماي يک مقاله نويس است با در اختيار قرار دادن e-mail خود ، راه اخذ اين نقدها را بازکنيد. نتقاد خوانندگان از مقاله، به اصطلاح حال مؤلف را حسابي جا مي آورد و اين حال جا آمدنها نقطه شروع حرفه اي شدن است مقاله نويسان حرفه اي منت مي کشند که متنشان توسط صاحبنظران منصف خوانده شده و نقد گردد.

بهتر است نوشته اي را که ملاحظه فرموديد، در فرصت هاي مقتضي، چند بار ديگر مجددًا مطالعه بفرماييد ولي واقعيت اين است که اين قواعد تا در عمل بکار گرفته نشوند، گر چه ساده اند، دير يا زود به دست فراموشي سپرده خواهند شد اهم مطالب اين جزوه را اينگونه مي توان خلاصه کرد:

 مقاله شش جزء دارد: عنوان، خلاصه، مقدمه، متن، نتيجه گيري، منابع.

  1. عنوان بايد حتي المقدور طوري انتخاب شود که کوتاه، واضح، متناسب با متن و برانگيزنده باشد.
  2. در خلاصه بايد با عباراتي بسيار موجز، خواننده حرفه اي آگاه شود که در مقاله چه گرهي گشوده شده است.
  3. دو هدف از مهمترين اهداف مقدمه نويسي عبارتند است از :: 1- آماده ساختن ذهن خواننده براي ورود به بحث 2- علاقمند کردن هر چه بيشتر او براي مطالعه متن مقاله
  4. متن مقاله با رعايت هفت قانون طلايي زير از مقدمات شروع شده و به بيان نتايج ختم مي گردد ابتدا بايد مطلب توسط خود مؤلف بسيار خوب و عميق فهميده شود جملات شکل دهنده به متن هرچه کوتاهتر بهتر پاراگراف ها بايد هسته مفهومي متمرکز و شفافي داشته باشند.لغات بايد حساب شده و با وسواس منطقي انتخاب شوند، بخصوص در نوشتن مطالب پيچيده تر ،تبويب مطالب پراکندة تحت يک عنوان روش خوبي براي نظم دادن به متن است انسجام منطقي متن بايد رعايت شود استفاده از مثال هاي روشن و مطالعات موردي نبايد فراموش شود.
  5. در نتيجه گيري آنچه را كه شايسته است پس از پايان مطالعة مقاله در ذهن خواننده باقي بماند به اوتقديم کنيد.
  6. ذکر منابع با روش هاي استاندارد هيچ گاه، هيچ گاه، هيچ گاه فراموش نشود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 9:30  توسط   | 

تورم ( مقاله )

اين مقاله موضوع تورم را به طور خلاصه مورد بررسي قرار مي‌دهد. تعريف تورم، انواع تورم، راه‌هاي مبارزه با تورم، معايب و مزاياي تورم، رابطه تورم با توسعه، تأثير تورم بر كشور، كشورهاي موفق در مهار تورم و برخي آمار در مورد نرخ تورم كشورها مطالب اين مقاله را تشكيل مي‌دهند.

كليدواژه : تورم؛ نرخ تورم؛ انواع تورم؛ مهار تورم

1- مقدمه

تورم يكي از موضوعات مهم در كشور ماست. همانگونه كه مي‌دانيد در ايران درصد تورم در سالهاي اخير بسيار زياد بوده است به طوري قيمت‌ها در هر سال بسيار افزايش يافته و قدرت خريد مردم كم شده است. اين مقاله اطلاعات بيشتري درباره موضوع تورم ارائه مي‌دهد.

2- تورم چيست؟

همه آنها تقريباً بيانگر يک موضوع هستند: تورم عبارت است از افزايش دائم و بي رويه سطح عمومي قيمت کالاها و خدمات که در نهايت به کاهش قدرت خريد و نابساماني اقتصادي مي‌شود.

3- انواع تورم

در نظريه هاى اقتصادى، تورم را به سه نوع تقسيم مى كنند:

  1. تورم خزنده (آرام يا خفيف): به افزايش ملايم قيمت‌ها گفته مي‌شود. در تورم خفيف, افزايش قيمت بين 1 تا 6 درصد، حداكثر 4 درصد يا بين 4 تا 8 درصد در سال ذكر شده است.
  2. تورم شديد (تورم شتابان يا تازنده): در اين نوع تورم آهنگ افزايش قيمت‌ها تند و سريع است. براى تورم شديد, 15 تا 25 درصد در سال را نوشته اند.
  3. تورم بسيار شديد (تورم افسار گسيخته، فوق تورم و ابر تورم): اين نوع تورم شديدترين حالت تورم به شمار مى رود. معيار تورم بسيار شديد را 50 درصد در ماه يا دو برابر شدن قيمت‌ها در مدت شش ماه و ... بيان داشته اند.

البته نمي توان نرخ ثابتي ارائه کرد زيرا اين مقادير با توجه به شرايط زماني و... عوض مي‌شوند. علاوه بر اين تقسيم بندي کلي مي‌توان تورم را به دسته‌هاي کوچکتري نيز تقسيم کرد:

  1. تورم پنهان: در آن قيمت ثابت ولي کيفيت کمتر مي‌شود.
  2. تورم خزنده: تورمي آرام و پيوسته است. معمولاً به علت افزايش تقاضا است. بعضي اقتصاددانان معتقند که محرکي براي افزايش درآمد است و بعضي ديگر معتقند که سبب کاهش قدرت خريد است (هر 25 سال 50%).
  3. تورم رسمي: به علت افزايش عرضه پول از سوي دولت.
  4. تورم ساختاري: به علت افزايش قيمت‌ها به دليل وجود تقاضاي اضافي. در اين نوع تورم دستمزدها به دليل وجود فشار (کمبود) در برخي بخش‌ها افزايش مي‌يابد.اين نوع تورم در کشور‌هاي در حال پيشرفت زياد است.
  5. تورم سرکش:افزايش سريع و بي حد و مرز قيمت ها. آثار تورم سركش عبارتند از (1) کاهش ارزش پول، (2) گسستگي روابط اقتصادي، و (3) فرو پاشي نظام اقتصاد. اين نوع تورم معمولاً پس از جنگها يا انقلاب‌ها رخ مي‌دهد مثل افزايش قيمت 2500% در آلمان در سال 1923.
  6. تورم شتابان: افزايش سريع و شديد نرخ تورم. مثلاً وقتي دولت سعي کند بيکاري را پايينتر از حد طبيعي  نگاه دارد، اين اقدام باعث افزايش تورم مي‌شود.
  7. تورم مهار شده: تورمي است که به دليل وجود شرايط تورمي در کشور ايجاد شده است و در مقابل از افزايش آن جلوگير ي شده است. اين شرايط معمولاً از فزوني تقاضاي کل بر عرضه کل کالاها و خدمات پديد مي‌آيد که با فرض ثابت بودن ديگر شرايط به ازدياد قيمت‌ها مي‌انجامد.
  8. تورم فشار سود: تورمي که در آن تلاش سرمايه داران براي تصاحب سهم بزرگي از درآمد ملي منشأ تورم مي‌گردد.

همه آنها تقريباً بيانگر يک موضوع هستند: تورم عبارت است از افزايش دائم و بي رويه سطح عمومي قيمت کالاها و خدمات که در نهايت به کاهش قدرت خريد و نابساماني اقتصادي مي‌شود.

3- انواع تورم

در نظريه هاى اقتصادى، تورم را به سه نوع تقسيم مى كنند:

  1. تورم خزنده (آرام يا خفيف): به افزايش ملايم قيمت‌ها گفته مي‌شود. در تورم خفيف, افزايش قيمت بين 1 تا 6 درصد، حداكثر 4 درصد يا بين 4 تا 8 درصد در سال ذكر شده است.
  2. تورم شديد (تورم شتابان يا تازنده): در اين نوع تورم آهنگ افزايش قيمت‌ها تند و سريع است. براى تورم شديد, 15 تا 25 درصد در سال را نوشته اند.
  3. تورم بسيار شديد (تورم افسار گسيخته، فوق تورم و ابر تورم): اين نوع تورم شديدترين حالت تورم به شمار مى رود. معيار تورم بسيار شديد را 50 درصد در ماه يا دو برابر شدن قيمت‌ها در مدت شش ماه و ... بيان داشته اند.

البته نمي توان نرخ ثابتي ارائه کرد زيرا اين مقادير با توجه به شرايط زماني و... عوض مي‌شوند. علاوه بر اين تقسيم بندي کلي مي‌توان تورم را به دسته‌هاي کوچکتري نيز تقسيم کرد:

  1. تورم پنهان: در آن قيمت ثابت ولي کيفيت کمتر مي‌شود.
  2. تورم خزنده: تورمي آرام و پيوسته است. معمولاً به علت افزايش تقاضا است. بعضي اقتصاددانان معتقند که محرکي براي افزايش درآمد است و بعضي ديگر معتقند که سبب کاهش قدرت خريد است (هر 25 سال 50%).
  3. تورم رسمي: به علت افزايش عرضه پول از سوي دولت.
  4. تورم ساختاري: به علت افزايش قيمت‌ها به دليل وجود تقاضاي اضافي. در اين نوع تورم دستمزدها به دليل وجود فشار (کمبود) در برخي بخش‌ها افزايش مي‌يابد.اين نوع تورم در کشور‌هاي در حال پيشرفت زياد است.
  5. تورم سرکش:افزايش سريع و بي حد و مرز قيمت ها. آثار تورم سركش عبارتند از (1) کاهش ارزش پول، (2) گسستگي روابط اقتصادي، و (3) فرو پاشي نظام اقتصاد. اين نوع تورم معمولاً پس از جنگها يا انقلاب‌ها رخ مي‌دهد مثل افزايش قيمت 2500% در آلمان در سال 1923.
  6. تورم شتابان: افزايش سريع و شديد نرخ تورم. مثلاً وقتي دولت سعي کند بيکاري را پايينتر از حد طبيعي  نگاه دارد، اين اقدام باعث افزايش تورم مي‌شود.
  7. تورم مهار شده: تورمي است که به دليل وجود شرايط تورمي در کشور ايجاد شده است و در مقابل از افزايش آن جلوگير ي شده است. اين شرايط معمولاً از فزوني تقاضاي کل بر عرضه کل کالاها و خدمات پديد مي‌آيد که با فرض ثابت بودن ديگر شرايط به ازدياد قيمت‌ها مي‌انجامد.
  8. تورم فشار سود: تورمي که در آن تلاش سرمايه داران براي تصاحب سهم بزرگي از درآمد ملي منشأ تورم مي‌گردد.
  9. تورم فشار هزينه: تورمي که مستقل از تقاضا صرفاً  از افزايش هزينه‌هاي توليد ناشي مي‌شود. مثال بارز چنين تورمي را در تمام کشورهاي صنعتي غرب پس از افزايش استثنايي بهاي نفت در سالهاي 1973 و 1978 مي‌توان ديد. برخي اقتصاددانان معتقدند که متداولترين منبع تورم فشار هزينه قدرت اتحاديه‌هاي کشوري است که اضافه دستمزدي بيش از افزايش بازدهي بدست مي‌آورند و اين خود در يک مارپيچ تورمي موجب افزايش قيمت‌ها و متقابلاً تقاضا براي دستمزد بيشتر مي‌شود. منتقدان اين نظريه استدلال مي‌کنند که اگر اتحاديه‌هاي کارگري هنگامي موفق به افزايش دستمزد شوند که سطح تقاضاي کل براي جبران آن به اندازه ي کافي افزايش نيافته باشد گرايش هايي در جهت افزايش بيکاري بوجود خواهد آمد که اثرات رکودي بر اقتصاد خواهد داشت. چنين فرايندي نمي تواند به طور نامحدود ادامه يابد و بنابراين تورم فشار هزينه يقيناً نمي تواند  بيان کننده تورم مزمني باشد كه کشور‌هاي اروپاي غربي پس از جنگ جهاني دوم به آن دچار شدند. لذا  افزايش قيمت را، در مرحله نخست، يا بايد حاصل تقاضاي اضافي يا حاصل بالا بردن  کل تقاضاي پولي براي جلوگيري از بيکاري دانست.
  10.  تورم فشار تقاضا: تورم ناشي از فزوني تقاضاي کل نسبت به کل جريان کالا و خدمات ايجاد شده در اقتصاد که همه عوامل توليد را با ظرفيت کامل بکار گرفته باشد. هر گاه تقاضاي مصرف‌کنندگان دولت و بنگاهها براي کالاها و خدمات بر عرضه موجود فزوني گيرد قيمت‌ها در اثر اين عدم تعادل افزايش خواهد يافت. در اصل افزايش قيمت بايد تقاضاي اضافي را از ميان بردارد و بار ديگر تعادل بر قرار سازد و براين اساس بايد براي گرايش مستمر به سوي تورم، که ويژگي بسياري از اقتصادهاي پس از جنگ شده است، توصيفي يافت. يکي از نظريه‌هاي رايج در اين باره مازاد مستمر تقاضا را ناشي از سياست دولت مي‌داند. بنا بر اين نظريه در حالي که مصرف کنندگان و شرکت‌ها به هنگام افزايش قيمت‌ها تقاضاي خود را کاهش مي‌دهند، دولت به دليل توانايي اش در تأمين مالي مخارج خود از محل ايجاد پول، مي‌تواند ميزان مخارج خود را به ارزش واقعي حفظ کند يا حتي افزايش دهد. در نتيجه اين اقدام نه تنها ميل مستمر به تورم بوجود مي‌آيد بلکه سهم بخش دولتي از کل منابع موجود در اقتصاد نيز افزايش مي‌يابد.
  11.  تورم اننقال تقاضا: نظريه‌اي عناصر تورم فشار تقاضا و فشار هزبنه را با هم ترکيب مي‌کند و تغيير در ساخت تقاضاي کل را دليل تورم مي‌شمارد. هر گاه اقتصاد دچار انعطاف ناپذيري‌هاي ساختاري باشد، گسترش برخي صنايع با افول برخي ديگر از صنايع همراه خواهد بود و عوامل توليد را به آساني نمي توان به بخش‌هاي توليدي انتقال داد. از اين رو براي جذب وسايل توليد به سوي صنايع در حال گسترش بايد قيمت‌هاي بالاتري پرداخت شود. در نتيجه کارگران بخش‌هاي افول يابنده خواستار دستمزدي برابر با کارگران ديگر بخش‌ها مي‌شوند و ترکيب اين عوامل به تورم مي‌انجامد.
  12.  تورم فشار قيمت: نوعي تورم فشار هزينه که در اثر تحميل قيمتهاي بسيار گزاف از سوي صاحبکاران اقتصادي با هدف دستيابي به سودهاي کلان بدست مي‌آيد.
  13.  تورم فشار دستمزد: نوعي تورم فشار هزينه که سرچشمه فرايند تورم را فشار اتحاديه کارگري بر بازار کار مي‌داند. اين برداشت داراي طيف گسترده‌ايست که در يک سوي آن  اعمال قدرت انحصاري اتحاديه‌هاي کارگري و الگوهاي قدرت چانه زني آنها بر پايه ي متغير‌هاي اقتصادي قرار دارد و در سوي ديگر الگوهاي غير اقتصادي مبارزه جويي اين اتحاديه ها.

4- راه‌هاي مبارزه با تورم چيست؟

اين راه‌ها به طور کلي به دو دسته تقسيم مي‌شوند:

  1. سياست‌هاي پولي و مالي: هدف اين روش محدود کردن تقاضاي کل است. اين کار از طريق جمع آوري پول به شکل سرمايه‌هاي غير نقدي صورت مي‌گيرد (سياست‌هاي انقباضي).
  2. سياست‌هاي درآمدي: با دخالت مستقيم در بازار و عوامل توليد کننده، تورم کنترل مي‌شود.اين روش کاربردي نيست زيرا در آن مناطق زيادي نياز به اصلاح دارند.

5- آيا تورم هميشه مضر است؟

خير تورم در حد کم (2-3%)نه تنها مضر نيست بلکه نشانه توسعه اقتصادي آن کشور نيز هست. علاوه بر آن تورم فوايد ديگري نيز دارد از جمله:

  • ابتدا قدرت خريد پول پايين آمده و بعد از آن ميزان توليد بالا رفته، رسيدن به ثبات و برگشت به حالت طبيعي حتمي است.
  • در اوج مرحله تورم، کارخانجات و موسسات و برنامه‌هاي اساسي اقتصادي شکل مي‌گيرد.
  • فرهنگ توليد به وسيله فشار تورم توسعه مي‌يابد.

6- رابطه تورم و توسعه چيست؟

  • تا توسعه کشور به حد مطلوبي نرسيده ثبات ارزش پولي غير ممکن است. البته بايد به اين نکته نيز توجه کرد که در زمان توسعه ممکن است به جايي برسيم که پايين تر رفتن قدرت خريد و قدرت پول خطرناک باشد. در چنين مقطعي حرکت جامعه از توسعه به ثبات تبديل مي‌شود.
  • سرمايه گذاري در مرحله اول تورم زا و در آخر خاصيت تورم زدايي دارد.
  • در همه کشور‌هاي جهان چنين بوده که مسايل توسعه و بازسازي، هر دو تورم‌طلب بوده‌اند.
  • اگر در مرحله اول پول را ثابت نگه داريم نمي توانيم خيلي از مسائل کشور را مانند جنگ پشت سر بگذاريم.
  • در تورم پول از جيب مردم به سرمايه گذاري منتقل مي‌شود.
  • وضع مطلوب در اقتصاد رسيدن به پول ثابت است.
  • معمولاً توسعه و پيشرفت نمايانگر تورم پايين است به طوري که مي‌توان بيان نمود که اکثر کشورهايي که به توسعه اقتصادي و اجتماعي مطلوب رسيده اند، داراي تورم‌هاي کمتر از 15درصد بوده‌اند. اما چند استثناء نيز وجود دارد از جمله  برزيل، آرژانتين و ترکيه.

7- تورم چه تأثيري بر نظام کل کشور دارد؟

نمي توان تورم را عامل تمام مشکلات يا حتي بخش مهمي از آنها دانست ولي صاحبنظران اقتصادي و اجتماعي غالباً تورم را به منزله شاخص کشمکش‌ها و اغتشاشات اجتماعي و شاخص اعلام خطر و ... قلمداد مي‌کنند و معتقدند که:

  • کشور هايي که در آنها ثبات قيمت (عدم تورم) وجود داشته ثبات سياسي و اجتماعي نيز وجود داشته است و بالعکس در کشورهايي که بحرانهاي سياسي و اجتماعي بوجود آمده تورم نيز کم کم دچار رشد صعودي شده است.
  • در تورم زياد درآمد به صورت ناعادلانه تقسيم مي‌شود زيرا افرادي که در ابتدا سرمايه ي غير نقدي زياد دارند به مرور زمان با افزايش ارزش آن سرمايه توسط تورم به ثروت عظيمي دست مي‌يابند و در عوض افرادي که در ابتدا سرمايه کمي دارند يا سرمايه آنان غير نقدي است به مرور زمان با افزايش نرخ تورم بخشي از دارايي خود را از دست مي‌دهند.
  • تورم باعث تقليل پس انداز مي‌شود زيرا ارزش پول متغير است و در نتيجه پس انداز ناامن است. البته اين مشکل راه حلي نيز دارد که آن سرمايه گذاري در چيزيست که ارزش آن با تورم زياد شود.
  • تورم باعث افزايش قيمت کالا در تجارت بين المللي مي‌شود که نتيجه آن کاهش ميزان صادرات و افزايش واردات است.
  • بر اساس بند قبل، افزايش تورم باعث کاهش ارزش پول مي‌شود.
  • تورم باعث عدم مصرف بهينه منابع مي‌گردد و از اين رو تمايل به سمت کالاها و خدمات گرانتر بيشتر مي‌شود در صورتي که اين کالا‌ها ضرورتاً مفيدترين کالا‌ها نيستند.
  • در زمان تورمي مقدار زيادي از وقت، انرژي، منابع مالي مردم بجاي بکار افتادن در مسير مولد و مفيد صرف فعاليت هايي مي‌شود که هدف از انجام آن‌ها جلوگيري از کاهش ارزش دارايي‌ها و کسب منافع غير عادي از طريق معاملات سوداگرانه است.
  • توليد کنندگان که خريداران مواد اوليه هستند سرمايه گذاري نمي کنند ، لذا کارهاي دلالي رواج پيدا مي‌کند.

8- آيا تا کنون کشوري توانسته است تورم را به طور کامل ريشه کن کند؟

بله، يکي از اين کشور‌ها آلمان است. آلمان در بازسازي اقتصادي به اين نکات توجه کرده است:

  • طراحي نظام اقتصادي و اجتماعي بازار با در نظر گرفتن تعادل اجتماعي، بر پايه اخلاق مسيحي و انسانگرايانه
  • معيار اساسي اقتصاد براي انسانها نه انسانها براي اقتصاد
  • تکيه بر اين امر که در جو سرشار از ثبات پولي، رشد اقتصادي مطمئن تر تحقق مي‌يابد
  • قدرت خريد حداقل درآمد را تثبيت کردند
  • اهميت دادن به توزيع در آمد عادلانه
  • اعمال سيستم جامع و موثر بيمه‌هاي اجتماعي (آلماني‌ها بدين منظور بيش از 15 درصد ارزش توليد ملي را پس از جنگ به اين امر اختصاص دادند)
  • حاکميت مربع سحرآميز ثبات پولي، اشتغال کامل، تعادل تراز پرداخت ها، تناسب در توزيع درآمدها
  • خارج نمودن پول بيش از ظرفيت توليدي: طراحان اقتصادي در سال  1948 با رفرم پولي، پول موجود در دست مردم را از 100 واحد به 5/6 واحد تنزل دادند

9- آمار تورم

سازمان ملل پيش‌بيني كرد كه نرخ تورم ايران در سال جاري ميلادي به 7/17 درصد برسد. به گزارش خبرنگار اقتصاد بين‌الملل ايسنا، سازمان ملل متحد در تازه‌ترين گزارش جامع خود كه "چشم انداز و شرايط اقتصاد جهاني 2006" نام دارد تمامي كشورها و مناطق جهان را مورد ارزيابي قرار داد و برآورد كرد كه نرخ تورم بهاي مصرفي در كشورمان كه در سال 2005 در حدود 5/13 درصد بوده است در سال جاري با 2/4 درصد افزايش مواجه شده و به 7/17 درصد بالغ شود.

سازمان ملل مناطق و كشورهاي مختلف جهان را به صورت جداگانه تقسيم بندي كرده است و جداول ارائه شده حاكي از آن است كه نرخ تورم ايران در سال جاري در منطقه خاورميانه در صدر جدول قرار خواهد داشت.
در همين حال در تقسيم‌بندي بزرگترين اقتصاد‌هاي در حال توسعه جهان نيز كشورمان با نرخ تورم 7/17 درصدي در مكان نخست جاي دارد و پس از آن ونزوئلا با نرخ تورم 15 درصدي قرار گرفته است. نرخ تورم ونزوئلا در سال 2005 حدود 16 درصد اعلام شده است. نيجريه نيز كه شاهد نرخ تورم 3/16 درصدي در سال گذشته بوده است سال جاري را با نرخ تورم 8/10 درصدي سپري خواهد كرد و در ميان كشورهاي در حال توسعه مكان سوم را از آن خود خواهد كرد. نرخ تورم قزاقستان كه از همسايه‌هاي كشورمان به شمار مي‌رود در سال جاري به 5/7 درصد و نرخ تورم روسيه به 5/10 درصد خواهد رسيد.

آمريكا، ژاپن، چين و آلمان كه از برترين اقتصادهاي جهان محسوب مي‌شوند در سال جاري نرخ تورمي برابر با 2/0، 1/0، 2/3 و 9/1 درصد خواهند داشت و نرخ تورم آذربايجان ديگر همسايه كشورمان از 5/12 درصد در سال گذشته به 5/9 درصد در سال جاري كاهش خواهد يافت. در همين حال عربستان در سال گذشته و سال جاري نرخ تورم ثابتي برابر با يك درصد داشته و خواهد داشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 8:8  توسط   | 

پلان اول

عنوان :       پرتوها

 مقدمه

 بخش یک :         پرتوهای غیر یونساز

 1-1-         پرتو ماوراء بنفش نور مرئی( شامل لیزر ها)

1-2-         پرتو مادون قرمز

1-3-         میکروویو

1-4-         میدان های الکتریکی و مغناطیسی

1-5-         استاندادهای کنترل

 بخش دو :    پرتوهای یونساز

 2-1-         برخورد با ماده

2-2-         واحد های دوز

2-3-         طبقه بندی اثرات تابش پرتو

2-4-         رابطه دوز- واکنش (اثر)

 بخش سه :        انواع تابش ها( داخلی، خارجی)

 3-1-          پرتو زمینه طبیعی

3-2-          منابع مصنوعی

3-3-          نیروگاههای هسته ای

3-4-          تابش پرتو های حاصل از محصولات مصرفی

3-5-          کنترل

  

نتیجه گیری :

 منابع

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 22:25  توسط   | 

پلان دوم

عنوان : مروری برمنابع تامین آب ، کیفیت آب

 مقدمه

 بخش یک  :         مروری برمنابع تامین آب ، کیفیت آب

 1-1-         استاندادهای جهانی، منطقه ای و کشوری آب آشامیدنی

1-2-         مروری بر فرایندهای تصفیه آب

1-3-         اندازه گیری میزان جریان ورودی به تصفیه خانه

1-4-         آشغالگیری

1-5-         ته نشینی تیپ 1 و 2

 بخش دو  :  حذف مواد معلق و کلوئیدی

 2-1-         انعقاد و لخته بندی ، استفاده از مواد منعقد کننده و کمک کنعقد کننده

2-2-         صافی های شنی کند

2-3-         صافی های شنی تند

2-4-         صافی های شنی تحت فشار و روش های آسان تصفیه آب

 بخش سه :  روش های گند زدایی( ازن، اشعه ماوراء بنفش، کلرو ترکیبات آن)

 3-1-         کلرزنی

3-2-         سختی گیری به روش آهک زنی و تبادل یونی

3-3-         حذف آهن و منگنز

3-4-         فلوئورزنی و فلوئور زدایی آب

3-5-         حذف نیترات

3-6-         حذف رنگ و بو

 نتیجه گیری :

 منابع

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 21:20  توسط   | 

پلان سوم

عنوان : کلیات بهداشت محیط ، بهداشت مسکن و اماکن عمومی

 مقدمه

 بخش یک :         بهداشت مسکن

 1-1-         تعریف مسکن

1-2-         عوارض ناشی از زندگی در مساکن نامناسب، مسائل بهداشتی، روانی

1-3-         تسهیلات و تجهیزات ساختمانها

1-4-         عوامل فیزیکی مسکن نظیرنور- حرارت-رطوبت-اشعه-سروصدا در مناطق مسکونی

بخش دو :    اماکن عمومی  

 2-1-         کلیاتی در مورد اماکن عمومی – پارک ها- مدارس- رستوران

2-2-         بهداشت استخرهای شنا و شناگاهها و مسائل کنترل و نظارت از انها

2-3-         بهداشت مدارس

2-4-         گرمابه های عمومی

بخش سه :        مقررات و ائین نامه های بهداشتی

 3-1-             مسائل بهداشتی محیط بیمارستانها

3-2-             مسائل بهداشتی آسایشگاهها و زندان ها

3-3-             هتل ها و رستورانها

3-4-             سایر اماکن عمومی

 نتیجه گیری :

 منابع

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 20:12  توسط   | 

پلان چهارم

عنوان : تصفیه فاضلاب

 مقدمه

 بخش یک :   تقسیم بندی فاضلاب ها (خانگی- شهری-کشاورزی-صنعتی-سیلاب)

 1-1-         ضرورت تصفیه فاضلاب های شهری و اثرات آنها بر منابع آب و خاک

1-2-         تغییرات کمی و کیفی فاضلاب و عوامل موثر در آن

1-3-         استاندارد های زیست محیطی در مورد دفع پساب و لجن

 بخش دو : روشهای تصفیه

 2-1-         دسته بندی مکانیسم ها و روش های تصفیه فاضلاب

2-2-         تصفیه مقدماتی(آشغالگیر- آشغال خردکن- دانه گیر)

2-3-         تصفیه اولیه(حوضچه ته نشینی اولیه)

2-4-         تصفیه ثانویه بیولوژیکی اعم از لجن فعال و الگوهای آن ، صافیچکنده،RBC  ، برکه های تثبیت

 بخش سه  :  نقش تالابهای تصفیه

 3-1-         تالاب های تصفیه فاضلاب

3-2-          گندزدایی و استفاده مجدد و تصفیه لجن

3-3-         مقدمه ای بر تصفیه پیشرفته فاضلاب و اهداف آن

 نتیجه گیری :

 منابع

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 19:10  توسط   | 

پلان پنجم

عنوان : آلودگی هوا و سرو صدا

 مقدمه

 بخش یک :         ترکیب هوا

 1-1-         تعاریف و اصطلاحات مرتبط با هوا

1-2-         نقش عوامل جوی و موقعیت جغرافیایی در آلودگی هوا

1-3-         تاریخچه سوانح ناشی از آلودگی

1-4-         تقسیم بندی آلاینده ها

 بخش دو :       منابع آلودگی هوا

 2-1-         اثرات آلودگی هوا بر انسان

2-2-         اثرات آلودگی هوا بر گیاهان

2-3-         سایر اثرات آلودگی هوا

2-4-         مقررات و استانداردهای کیفیت هوای آزاد در ایران و پیشنهاد های WHO

2-5-         روش های کنترل آلودگی هوا

بخش سه :        آلودگی صوتی در مناطق مسکونی و تجاری

3-1-         ترافیک و سرو صدا

3-2-         سروصدای ناشی از صنعت

3-3-         اصول کنترل صدا

 نتیجه گیری :

 منابع

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 16:7  توسط   |